myself
۱۳۸۹ اسفند ۶, جمعه
در فراغت
در فراغت
درها را باز می کنم
پنجره ها را هل می دهم
شاید بیایی
شاید اشک هایم
تمامی شیشه ها را پاک کند
اشک هایم را به پای گلدان ها می ریزم
نهالی سر بر آرد
در فضای تنگ خانه
تا نفس هست
آواز تنهایی نخواهم داد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
بايگانی وبلاگ
◄
2018
(8)
◄
سپتامبر
(1)
◄
اوت
(2)
◄
ژوئن
(1)
◄
مهٔ
(1)
◄
آوریل
(1)
◄
ژانویهٔ
(2)
◄
2017
(18)
◄
دسامبر
(1)
◄
نوامبر
(2)
◄
اکتبر
(3)
◄
سپتامبر
(2)
◄
اوت
(2)
◄
ژوئیهٔ
(1)
◄
ژوئن
(1)
◄
آوریل
(2)
◄
فوریهٔ
(1)
◄
ژانویهٔ
(3)
◄
2016
(41)
◄
دسامبر
(4)
◄
نوامبر
(3)
◄
اکتبر
(4)
◄
سپتامبر
(4)
◄
اوت
(2)
◄
ژوئیهٔ
(4)
◄
ژوئن
(3)
◄
مهٔ
(3)
◄
آوریل
(2)
◄
مارس
(2)
◄
فوریهٔ
(6)
◄
ژانویهٔ
(4)
◄
2015
(49)
◄
دسامبر
(2)
◄
اکتبر
(1)
◄
سپتامبر
(5)
◄
اوت
(4)
◄
ژوئیهٔ
(6)
◄
ژوئن
(6)
◄
مهٔ
(6)
◄
آوریل
(7)
◄
مارس
(4)
◄
فوریهٔ
(4)
◄
ژانویهٔ
(4)
◄
2014
(62)
◄
دسامبر
(4)
◄
نوامبر
(4)
◄
اکتبر
(4)
◄
سپتامبر
(5)
◄
اوت
(5)
◄
ژوئیهٔ
(6)
◄
ژوئن
(4)
◄
مهٔ
(6)
◄
آوریل
(6)
◄
مارس
(5)
◄
فوریهٔ
(6)
◄
ژانویهٔ
(7)
◄
2013
(93)
◄
دسامبر
(6)
◄
نوامبر
(7)
◄
اکتبر
(6)
◄
سپتامبر
(7)
◄
اوت
(9)
◄
ژوئیهٔ
(9)
◄
ژوئن
(9)
◄
مهٔ
(8)
◄
آوریل
(7)
◄
مارس
(8)
◄
فوریهٔ
(8)
◄
ژانویهٔ
(9)
◄
2012
(94)
◄
دسامبر
(7)
◄
نوامبر
(9)
◄
اکتبر
(10)
◄
سپتامبر
(8)
◄
اوت
(10)
◄
ژوئیهٔ
(11)
◄
ژوئن
(9)
◄
مهٔ
(10)
◄
آوریل
(7)
◄
مارس
(8)
◄
فوریهٔ
(5)
▼
2011
(28)
◄
مارس
(4)
▼
فوریهٔ
(13)
چه می شد؟
در فراغت
خدایا زن و...........................................
اول اسفند-اسارت
به سوی...............................................
بچه هایم
تا کی؟
25بهمن1389
ورقی از تاریخ گمنام
مصر
وبلاگ من
کتاب ها و طبقات
اغثشاشات در کشورهای عربی
◄
ژانویهٔ
(11)
◄
2010
(106)
◄
دسامبر
(13)
◄
نوامبر
(9)
◄
اکتبر
(8)
◄
سپتامبر
(9)
◄
اوت
(7)
◄
ژوئیهٔ
(8)
◄
ژوئن
(11)
◄
مهٔ
(10)
◄
آوریل
(9)
◄
مارس
(22)
درباره من
Unknown
مشاهده نمایه کامل من
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر