myself
۱۳۹۴ شهریور ۲۳, دوشنبه
به جایی می رسیم از یاد می بریم
چه طوفانی ست از دروغ .از آزار رسانیدن به یک دیگر.می بینی تا دیروز به نان شب محتاج بوده و وقتی به قدرت می رسد همه گذشته خود را از یاد می برد .این تاج چه بلایی ست که او را به خصمانه ترین کار وا می دارد؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
بايگانی وبلاگ
◄
2018
(8)
◄
سپتامبر
(1)
◄
اوت
(2)
◄
ژوئن
(1)
◄
مهٔ
(1)
◄
آوریل
(1)
◄
ژانویهٔ
(2)
◄
2017
(18)
◄
دسامبر
(1)
◄
نوامبر
(2)
◄
اکتبر
(3)
◄
سپتامبر
(2)
◄
اوت
(2)
◄
ژوئیهٔ
(1)
◄
ژوئن
(1)
◄
آوریل
(2)
◄
فوریهٔ
(1)
◄
ژانویهٔ
(3)
◄
2016
(41)
◄
دسامبر
(4)
◄
نوامبر
(3)
◄
اکتبر
(4)
◄
سپتامبر
(4)
◄
اوت
(2)
◄
ژوئیهٔ
(4)
◄
ژوئن
(3)
◄
مهٔ
(3)
◄
آوریل
(2)
◄
مارس
(2)
◄
فوریهٔ
(6)
◄
ژانویهٔ
(4)
▼
2015
(49)
◄
دسامبر
(2)
◄
اکتبر
(1)
▼
سپتامبر
(5)
خون ما مدام می جو شه
اول مهر امروز من
به جایی می رسیم از یاد می بریم
نیست کسی
لعنت به جهل که ما را به اینجا می کشاند
◄
اوت
(4)
◄
ژوئیهٔ
(6)
◄
ژوئن
(6)
◄
مهٔ
(6)
◄
آوریل
(7)
◄
مارس
(4)
◄
فوریهٔ
(4)
◄
ژانویهٔ
(4)
◄
2014
(62)
◄
دسامبر
(4)
◄
نوامبر
(4)
◄
اکتبر
(4)
◄
سپتامبر
(5)
◄
اوت
(5)
◄
ژوئیهٔ
(6)
◄
ژوئن
(4)
◄
مهٔ
(6)
◄
آوریل
(6)
◄
مارس
(5)
◄
فوریهٔ
(6)
◄
ژانویهٔ
(7)
◄
2013
(93)
◄
دسامبر
(6)
◄
نوامبر
(7)
◄
اکتبر
(6)
◄
سپتامبر
(7)
◄
اوت
(9)
◄
ژوئیهٔ
(9)
◄
ژوئن
(9)
◄
مهٔ
(8)
◄
آوریل
(7)
◄
مارس
(8)
◄
فوریهٔ
(8)
◄
ژانویهٔ
(9)
◄
2012
(94)
◄
دسامبر
(7)
◄
نوامبر
(9)
◄
اکتبر
(10)
◄
سپتامبر
(8)
◄
اوت
(10)
◄
ژوئیهٔ
(11)
◄
ژوئن
(9)
◄
مهٔ
(10)
◄
آوریل
(7)
◄
مارس
(8)
◄
فوریهٔ
(5)
◄
2011
(28)
◄
مارس
(4)
◄
فوریهٔ
(13)
◄
ژانویهٔ
(11)
◄
2010
(106)
◄
دسامبر
(13)
◄
نوامبر
(9)
◄
اکتبر
(8)
◄
سپتامبر
(9)
◄
اوت
(7)
◄
ژوئیهٔ
(8)
◄
ژوئن
(11)
◄
مهٔ
(10)
◄
آوریل
(9)
◄
مارس
(22)
درباره من
Unknown
مشاهده نمایه کامل من
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر